السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
86
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
( توبه ) پس از جمع قرآن ، اين مصحف نزد ابو بكر باقى ماند تا آن كه درگذشت بعد از آن ، قرآن در اختيار عمر بود تا آن كه وى نيز مرد . سپس به حفصه دختر عمر منتقل شد « 1 » . ما و اين روايت آنچه در فصل سابق بيان كرديم براى اثبات عدم صحت اين روايت و رواياتى مانند آن كافى است . زيرا كه جمعآورى قرآن در زمان پيامبر اكرم - ص - تمام شد و حضرت ، كتّاب مخصوصى براى تدوين قرآن تعيين كرده بود ، و شخصا بر كار اين مؤلفين و كاتبان - همانطوركه زيد براى ما نقل مىكند - اشراف داشت و مؤلفان قرآن را از رقاع جمعآورى مىكردند . همچنين در اختيار صحابه مصاحف زيادى بود و پيامبر - ص - تشويق به احترام و قرائت قرآن از رو مىنمود . اصحاب هم آنچه از قرآن نزدشان بود مرتبا بر حضرتش عرضه مىداشتند . و عدهء زيادى از صحابه ، قرآن را در عهد پيامبر - ص - جمعآورى كردند . و مطالب ديگرى كه مجال تكرار آنها نيست . بنابراين قرآن بر استخوان فك ، شانه و غيره پراكنده نبوده است تا آنها را اين چنين كه روايت زيد مىگويد جمعآورى كنند بلكه پيامبر اكرم - ص - بر تعيين جاى آيات اشراف داشت و اول و آخر قرآن ، مشخص بود و شواهد و دلايل خود را هم مفصلا بيان كرديم . تنها در اينجا چند نكته را اضافه مىكنيم : اولا : اين روايت و مانند آن ادعا مىكند حد اقل بخشى از قرآن به شهادت يك يا دو تن جزء قرآن شناخته شده و ثبت گشته است . و يا حتى بدون شهادت كسى جزء قرآن قرار داده شده است .
--> ( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 57 صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 145 و ج 2 ، ص 90 مشكل الآثار ، ج 3 ، ص 4 و 5 و ج 4 ، ص 192 و 193 . سنن كبرى ، ج 2 ، ص 41 . تاريخ الخلفاء ، ص 77 . الفهرست ابن نديم ، ص 27 ، الفائق ، ج 2 ، ص 431 . صفة الصفوة ، ج 1 ، ص 704 و 705 مسند احمد ، ج 1 ، ص 13 . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 136 و 447 . حياة الصحابة ، ج 2 ، ص 399 به نقل از : كنز العمال ، ج 1 ، ص 289 و ج 2 ، ص 373 به نقل از : عبد الرزاق ، ابن ابى داود در المصاحف و ابى نعيم . الاوائل ، ج 1 ، ص 213 و 215 النشر ، ج 1 ، ص 7 به نقل از : نسائى ، ترمذى ، ابن حبان ، طيالسى ، ابن سعد و ديگران . تاريخ واسط ، ص 251 . المصنف ، ج 8 ، ص 367 ، مسند احمد ، ج 5 ، ص 189 و 188 و ج 1 ، ص 13 . جامع البيان ، ج 1 ، ص 20 . برهان زركشى ، ج 1 ، ص 234 . البداية و النهاية ، ج 7 ص 347 . و سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 431 .